تابستانه
دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده است که قید میکند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن. گرچه این مسئله از نظر صرفونحو دستوری بیاشکال است اما واقعیت اعجابآور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده میشود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده میشود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بیاشکال است، یعنی ۲۴=۲۴ با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نمودهاست که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق میکند . به کلماتی که دفعات بهکار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید: دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵ ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸ زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵ سود ۵۰ / زیان ۵۰ ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰ ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱ مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵ صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣ فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧ مسلمین ۴١ / جهاد ۴١ طلا ۸ / زندگی راحت ٨ جادو ۶٠ / فتنه ۶٠ زکات ٣٢ / برکت ٣٢ ذهن ۴٩ / نور ۴٩ زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵ آرزو ٨ / ترس ٨ آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨ سختی ١١۴ / صبر١١۴ محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴ مرد ٢۴ / زن ٢۴ همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم: نماز ۵، ماه ١٢، روز ٣۶۵ دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣ دریا + خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲ دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/32 خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳ دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰ دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ % از کره زمین را فراگرفته است. آیا همه اینها اتفاقی است؟ سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان میکند. در تاریخ اتفاقات بسیاری افتاده که کنکاش برای یافتن دلایل آن، امروز یکی از دغدغههای محققان و علاقه مندان به تاریخ به شمار می رود.کشف راز ناپدید شدن و تلاش برای یافتن گنج و ثروتهای عظیم پادشاهان یکی از جذاب ترین بخشهای تاریخ است. گنج اسپانیایی یک دزد دریایی به نام ریش قرمز طی دو سال دزدی دریایی در سالهای ۱۷۱۶ تا ۱۷۱۸ ثروت فراوانی برای خودش ذخیره کرد. در این سالها همگان معتقد بودند کشوری بیشتر قدرت دارد که طلا و جواهر بیشتری داشته باشد. ثروت پرو در سال ۱۸۲۰ میلادی شهر لیما از کشور پرو در معرض یک شورش عظیم و عمومی قرار گرفت به همین منظور حکام پرویی تصمیمی گرفتند که جواهرات موجود در شهر را برای دور ماندن از سرقت به مکزیک منتقل کنند. گنجها شامل مقادیر زیادی جواهرات به صورت سنگ، شمعدانهای طلا، مجسمۀ حضرت مریم از طلا و ظروف بسیار دیگر بود. مدفون در گلها در سال ۱۵۲۰ میلادی اسپانیاییها با خشنونت تمام تمدن کهن آزتک را از پای درآوردن در حالی که شهر به طور کامل توسط ارتش اسپانیا محاصره شده بود فرمانده آرتکها (منته زوما) به نبرد ادامه میداد تا اینکه به شدت مجروح شد به همین جهت سربازان مدافع شهر تصمیم گرفتند جواهرات را در گوشهای گرد آورده و در یک زمان مناسب از شهر گریخته و جواهرات را نیز با خود ببرند. اما ورود اسپانیاییها به شهر و قتل عام مردم باعث شد که آنها شتابزده تمامی جواهرات را به قعر دریاچه تزوکو بریزند. ظروف نقره و طلا و سنگهای گرانقیمت فراوانی در شهر ذخیره شده بود اما همه آنها به دریاچه ریخته شدند تا اگر امکانش بود روزی به آنجا بازگشته و دوباره آنها را به دست آورند. اما کسی زنده نماند و آنهایی هم که توانستند بگریزند دیگر نتوانستند به شهر باز گردند. گنج فرعون موقعی که هاوارد کارتر در سال ۱۹۲۲ توانست محل دفن فرعون مصر به اسم توتن آمخ خاتون را پیدا کند. از کارهای هنری موجود در قبر او شگفت زده شد. در کنار قبر او یک خزانۀ نگهداری جواهرات قرار داشت که کاملاً خالی بود. بعدها کارتر حتی نقشه و کاتالوگ جواهرات موجود را نیز پیدا کرد. به همین جهت خالی بودن گنجینه وی را به فکر برد. گم شدن اتاق کهربا اما گم شدن اتاق کهربا احتمالاً یکی از عجیبترین گمشدنهای جواهرات در تاریخ است. این اتاق یازده متر مربعی تماماً دیوارهایش با کهربا و انواع جواهرات و نیز کارهای هنری منحصر به فرد تزئین شده بود. این اتاق در سال ۱۷۱۶ میلادی برای فردریک پادشاه پروس ساخته شده و محل آن نیز در نزدیکی کاخ کاترین در سن پترزبورگ روسیه بود. ناپلئون بناپارته : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : پیروزی یعنی خواستن . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ناپلئون بناپارته : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است. زوج های بازیگر، عموما در پی یک همکاری مشترک، به هم علاقه مند میشوند و وصلت شان سر میگیرد. نکته این جاست که اگر سابقه بازیگری شان زیاد باشد،اخلاق شان را خیلی ها میدانند و دیگر نمیتوان گفت کسی بی گدار به آب زده و بدون شناخت کافی، همسر آینده اش را انتخاب کرده است. چون از هر کدام از عوامل سینما که کارنامه شان را بخواهی، میتوانند کمکت کنند. اما خب بعضی وقت ها هم احساس بر منطق غلبه میکند و ازدواج هایی سینمایی، خیلی زود به نقطه پایان میرسد، اما برخی نیز به پایداری یک عمر هستند. واقعیت این است که دنیای بازیگران سینما و تلویزیون و حتی تئاتر با دنیای دیگران متفاوت است، با همه دیگران، چه شخصیت های مشهوری باشند و چه آدم های معمولی که ما سعی میکنیم وارد حیطه آن ها نشویم. خراسان به نقل از هفته نامه ایران دخت نوشت: تنها عرصه ای که چهره های مطرح مرد و زن در آن میتوانند با دیگران هماوردی کنند، سینما و تلویزیون است. در نتیجه تصمیم گرفتیم به موقعیت سینما از لحاظ حضور زوج های سینمایی امروز کشور بپردازیم. در واقع چون گفت و گوی اصلی مان به یک زوج بازیگر مربوط بود، زوج های سینمایی را در حالت کلی کنار گذاشتیم و به زوج های بازیگر پرداختیم. محمدرضا شریفی - نیا آزیتا حاجیان راستش را بخواهید میگویند این زوج بازیگر که البته طرح مذکرش جزو همه فن حریف های سینماست! این روزها با یکدیگر زندگی نمیکنند. هر چند هم چنان زن و شوهر قانونی هستند. آن ها حتی در یک تئاتر هم با هم همکاری داشتند اما همکاری سینمایی شان بسیار کم رنگ شده است. البته آن ها ۲ دختر هنرمند هم دارند که یکی شان یعنی ملیکا بیشتر به زندگی مشترک چسبیده و دیگری یعنی مهراوه به شدت مشغول بازی در پروژه های سینمایی و تلویزیونی است. حاجیان که فعالیتش طی چند سال گذشته در زمینه سینما بسیار کم کار شده بود، سال گذشته در ۳ فیلم «تاکسی نارنجی»، «دل شکسته» و «کیمیا و خاک» بازی کرد. برخی از شایعات حکایت از ممنوع الفعالیت شدن شریفی نیا طی سال گذشته میداد. مهدی هاشمی - گلاب آدینه سلطان و سلطان بانوی محبوب دهه شصت از تئاتر آغاز کردند. به ظاهر قرار نبود که گلاب آدینه این نقش را بازی کند و داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی معتقد بودند که او برای بازی در این نقش مناسب نیست اما به دلیل اظهار علاقه بهرام بیضایی به بازی او در تئاتر «دایره گچی قفقازی» هاشمی و فرهنگ هم میپذیرند که این نقش خاطره انگیز را گلاب آدینه بازی کند اما پیش از آن، مهدی هاشمی در قسمت فوق برنامه دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)، استاد بازیگری تئاتر بود، گلاب آدینه هم جزو شاگردانش.آشنایی و همراهی مداوم «گلاب آدینه» با گروه تئاتری «پیاده» به سرپرستی داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی، به ازدواج او با هاشمی در سال ۵۶ منجر شد. بنا به گفته گلاب آدینه برای نخستین بار خودش پیشنهاد ازدواج را با «مهدی هاشمی» مطرح کرده است. این دو بازیگر در فیلم های «زرد قناری» (رخشان بنی اعتماد)، «شکار خاموش» (کیومرث پوراحمد)، «بهترین بابای دنیا» (داریوش فرهنگ) و مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» با یکدیگر هم بازی بودند. امین حیایی - نیلوفر خوش خلق به ستاره ای مثل امین حیایی نمیآید که در هر گفت و گوی رسانه ای یا خصوصی این قدر از همسرش تعریف کند اما او این کار را میکند و به حرف و حدیث ها هم اهمیتی نمیدهد. البته خوش خلق هم برای شوهرش کم نمیگذارد. ما سال هاست که روزگار خوشی را کنار هم میگذرانیم و امیدواریم که این روند ادامه داشته باشد، چرا که اصولا من و امین چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری به آینده خوشبین هستیم و دلمان میخواهد زندگی با آرامش را تجربه کنیم. امین حیایی در زمان فیلم برداری مجموعه «روزگار جوانی» با نیلوفر خوش خلق آشنا شد. حیایی و خوش خلق پیش از ازدواج، در فیلم «مونس» نیز با یکدیگر هم بازی بودند که این فیلم چندان موفق نبود. مانی و ندا نیز نتوانست موفقیتی برای آن ها به حساب آید. اما آن ها هم زمان با بازی در فیلم «بوی بهشت» ازدواج کردند. نکته جالب در این باره این که در تیتراژ این فیلم نوشته شده بود: نیلوفر حیایی این دو بازیگر در فیلم «سنگ، کاغذ، قیچی» به کارگردانی سعید سهیلی، برای چهارمین بار با یکدیگر هم بازی شدند. اما موفق ترین همکاری مشترک آن ها به طور قطع بازی در نقش زن و شوهر فیلم «دایره زنگی» است که هم خیلی خوب بازی کردند و هم فیلم با فروش بسیار خوبی روبه رو شد. علی مصفا - لیلا حاتمی بازیهای علی مصفا را خیلی ها میپسندیدند، حتی اگر در فیلمی مثل پارتی بازی کرده بود. او اما کم کم دارد از دایره بازیگرها خارج میشود و وارد جرگه کارگردانها میشود. همسرش اما یکی از محبوب ترین بازیگران سینماست. لیلا حاتمی خود اما ثمره زندگی دو سینماگر زنده یاد علی حاتمی و همسرش زهرا حاتمی است. البته لیلا حاتمی به دلیل تولد ۲ فرزندش، مدتی بازی در فیلم های سینمایی را نپذیرفت. نخستین بازی مشترک حاتمی و مصفا هم به فیلم «لیلا» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» باز میگردد که سکوی جهش این بازیگران مستعد بود. آن ها در فیلم دیگر مهرجویی یعنی «میکس» هم همبازی شدند. ناگفته نماند که لیلا حاتمی ستاره فیلم همسرش یعنی «سیمای زنی در دور دست» هم بود. امیر جعفری - ریما رامین فر طبیعتا قیافه امیر جعفری به سوپراستارها نمیخورد اما او یک بازیگر قابل است که خیلی ها هم دوستش دارند. او نخستین بار همراه با همسرش ریما رامین فر در «نان، عشق و موتور هزار» بازی کرد. اما کمتر کسی این ۲ را با این فیلم در خاطر داشت تا این که جعفری در مجموعه «بدون شرح» به کارگردانی «مهدی مظلومی» همراه با «فتحعلی اویسی» به ستاره های تلویزیونی تبدیل شدند. بازی راحت و گرم او که پشتوانه ای هم چون سال ها بازی در تئاتر داشت، باعث شد تا خیلی زود مورد توجه قرار گیرد. رامین فر که بیشتر در تئاتر بازی میکرد و در تلویزیون ترجیح میداد بنویسد، در «رفیق بد» به کارگردانی ایرج تهماسب، هنرش در بازی نقش های کمدی را به نمایش گذاشت. نکته جالب درباره این زوج این که هم زمان با پخش مجموعه محبوب «میوه ممنوعه» صاحب فرزندی به نام آرین شدند. بهاره رهنما - پیمان قاسم خانی به نظر میرسید که موفقیت فیلم عاشقانه به کارگردانی علیرضا داودنژاد، سکوی جهشی خواهد شد برای ۲ بازیگر جوانش که پس از مدتی شنیدیم با هم ازدواج کرده اند، اما آن ها تا مدت ها در فیلمی بازی نکردند. هر ۲ بازیگر این فیلم پرفروش طی سال های بعد به چهره های موفقی تبدیل شدند اما جالب آن که بازیگر مرد آن یعنی پیمان قاسم خانی، ترجیح داد دیگر بازی نکند و فیلم نامه بنویسد. به طور حتم میدانید که او طی این سال ها به یکی از موفق ترین و محبوب ترین نویسندگان طنز ایران تبدیل شده است. اما بهاره رهنما هم که دغدغه های دیگری جز بازیگری دارد- نظیر نویسندگی و روزنامه نگاری- با «نان، عشق و موتور هزار» دوباره توانایی هایش را نشان داد و بازی در سینما و تلویزیون را با شدت بیشتری پی گرفت.این زوج موفق پس از سال ها در فیلم «سن پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی با یکدیگر هم بازی شدند. دختر ۹ ساله آن ها پریا نیز امروز در برخی پروژه های سینمایی و تلویزیونی نقش آفرینی میکند. نیما فلاح - سحر ولدبیگی نیما فلاح بیش از بازی به فکر شرکت تبلیغاتی اش است اما سحر ولدبیگی هم چنان مشغول بازی است. نیما نخستین بار با بازی در نقش دستیار «درک» یعنی هنرا در طنز «ساعت خوش» چهره شد. او جای زنده یاد داود اسدی در این نقش بازی میکرد اما بعدها فعالیت خود را گسترده تر کرد. ولدبیگی اما با مجموعه پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به یک چهره کمدی تبدیل شد. او دختر مسعود ولدبیگی چهره پرداز مطرح سینما و تلویزیون هم هست، با اجرای برنامه برای کودکان کارش را آغاز کرد. رامبد جوان - سحر دولتشاهی رامبد جوان را خیلی ها میشناسند اما شاید چهره سحر دولتشاهی تا پیش از پخش طنز مسافران چندان برای عموم مردم آشنا نبود. او البته در سابقه کاری اش، بازی در فیلم هایی نظیر «میم مثل مادر» و «چهارشنبه سوری» را دارد. رامبد جوان در مجموعه جدیدش موفق شده بود بازی خوبی از همسرش بگیرد و شاید درست تر باشد که بگوییم همسرش در مجموعه جدید او خوب بازی کرده بود. جوان در یک برنامه تلویزیونی کنار همسرش گفت که این نقش به واقع برای دولتشاهی مناسب بود و او به هیچ وجه در این انتخاب پارتی بازی نکرده است. محمود پاک نیت و مهوش صبرکن که در مجموعه پس از باران هم بازی بودند، آتش تقی پور و شهین علیزاده که جزو هنرمندان باسابقه تئاتر و تلویزیون هستند، بهروز بقایی و پرستو گلستانی که عمده فعالیت این روزهایشان به تئاتر اختصاص دارد، هادی مرزبان و فرزانه کابلی که جزو پیشکسوتان تئاتر و تلویزیون هستند، اصغر همت و افسر اسدی که نقش های به یاد ماندنی زیادی را در ذهن ایرانیان ثبت کرده اند، سعید تهرانی و لادن طباطبایی که طی این سال ها کم تر باهم هم بازی شده اند، حسن پورشیرازی و مهناز افضلی که دومی به ظاهر این روزها کم تر به فعالیت های سینمایی میپردازد و استاد داود رشیدی و احترام السادات برومند هم جزو مهم ترین زوج های بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران هستند که در ذهن علاقه مندان هنر ایران نقش های ماندگاری را ثبت کرده اند سلام . خوبین ؟ ببخشید که دیر به دیر می آپم . آخه مطالب مفید کم گیر میارم . امروز براتون یه کتاب الکترونی گذاشتم که 100 ترفند ویندوز xp آماده کردم . هر چی میخواین بگین اگه پیدا کنم براتون میذارم . نظر یادتون نره . لینک دانلود : https://s3.amazonaws.com/blogdoon-files/blogdoon_8177_114791.rar 1- نکونام در راه واردات عطر و پوشاک جواد نکونام . خوش پوشي و خوش تيپي ، هم مي تواند براي آدم دردسر ساز شود و هم کارساز، فعلاً که براي جواد بدجوري کارساز و پولساز شده و جواد در امر واردات عطر و پوشاک فعاليت خوبي دارد. ضمناً آقا جواد به اتفاق چند تن از دوستانش يک شرکت توليد پوشاک و لوازم ورزشي تاسيس کرده است. 2- نکيسا رستوران دارد! روح لطيف نيما نکيسا ، او را وارد عرصه هنر کرده و آنطور که شنيده ايم بزودي کاست سنگربان سابق تيم ملي روانه بازار موسيقي خواهد شد. البته فعاليت غير ورزشي نکيسا فقط به هنر و موسيقي ختم نمي شود . نيم خان با همکاري پدرش اداره يک رستوران سيک و مدرن را در خيابان فراهاني برعهده دارد. خوش تيپي نيما باعث شده کار و کاسبي اش بگيرد. 3- گل محمدي صاحب يک آرايشگاه مجهز يحيي گل محمدي ، مدافع اسبق تیم صباباطری از آن دست فوتباليست هايي است که همواره دور حاشيه را خط کشيده و بي سر و صدا به زندگي و کار خود مشغول است . او به همين چند روزه شهرت و قدرت دلخوش نکرده و اداره يک آرايشگاه مجهز به نام هنر پرشيا را بر عهده دارد.. ضمن اينکه آقا يحيي در امور خيريه نيز پيشقدم است و آنطور که شنيده ايم هزينه يک موسسه خيريه را تامين مي کند. شخصی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و قصد دارد جایزه ی چند میلیون دلاری آن را ببرد. شما هم سعی کنید جواب داده و اطلاعات خود را بسنجید٬ شاید شما برنده باشید! ۱ـ جنگ صد ساله ٬ چند سال طول کشید؟ ۱)۱۱۶ سال ۲)۹۹ سال ۳)۱۰۰ سال ۴)۱۵۰ سال او نمی تواند جواب دهد! ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شود؟ ۱)برزیل ۲)شیلی ۳)اکوادر ۴)پاناما حالا او با خجالت از تماشاگران درخواست کمک می کند! ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟ ۱)ژانویه ۲)اکتبر ۳)نوامبر ۴)سپتامبر بقیه ی حضار به دادش می رسند! ۴ـ اسم شاه جرج ششم چه بود؟ ۱)دنیل ۲)آلبرت ۳)جرج ۴)اندرو در اینجا شرکت کننده از ادامه ی مسابقه انصراف می دهد!! اگر فکر می کنید جواب همه ی این سوالات را می دانید بهتر است دانستنی های زیر را مطالعه کنید: ۱)جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید. ۲)کلاه پاناما در اکوادر تولید می شود. ۳)انقلاب اکتبر را در ماه نوامبر جشن می گیرند. ۴)اسم شاه جرج٬ آلبرت بود! او بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد. !!!!!!!!!! !!!!!!!!!!! نظر یادتون نره! شانزده دليل برای انتخاب شغل ميوه فروشی به جای مهندسي نرم افزار سالها پيش آنقدر از فشارهای پروژه و دشوار بودن توليد نرم افزار در ايران خسته شده بودم كه با يكي از دوستان هم دانشگاهی تصميم گرفتيم يك شغل شرافتمندانه انتخاب كنيم! اين بود كه مشاغل مختلف را علمی، بررسی كرديم و آخر از همه تصميم گرفتيم يك ميوه فروشی باز كنيم! چرا؟ به هزار و شانزده دليل! 16 دليلش را مي نويسم، هزارتای بقيه اش را خودتان خواهيد دانست: 1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار بايد آن را گارنتی كنی. برخلاف بسياری از مشاغل كه شما بابت گارانتی پول اضافه می گيرد و نزد خود نگه می داريد، در نرم افزار بر عكس عمل می شود و اين كارفرمای شماست كه از شما تضمين (درصدی از قرارداد، چك تضمين، سفته و يا ضمانت نامه بانكی يا همه مواد) مي گيرد. در حاليكه ميوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمي شود. 2- بازه كوتاه زمان فروش: يك پروژه نرم افزاري ماهها طول مي كشد و باعث فرسايش نيروي كار مي شود در حاليكه در ميوه فروشي، صبح زود بار ميوه و سبزي مي آوري، حداكثر تا ظهر سبزي ها تمام مي شود، ميوه ها هم، بسته به محيط شما، در مدت زمان كوتاهي فروش مي روند و شما بازهم بار جديدي مي آوريد. 3- تغيير نياز نداريد: رايج است كه نيازهاي مشتري تازه زماني آشكار مي شود كه شما نرم افزار را فروخته ايد و مشتري متوقع است كه در چارچوب همان قرارداد تغييرات اعمال شود، حتي اگر ماهيت تغيير كند. اما در ميوه فروشي، خريدار كه از مغازه خارج شد شما ديگر مسؤوليتي نداريد، اگر تصميمش عوض شد، شما نگران نيستيد، يك كالاي جديد به وي مي فروشيد. 4- عدم محصول ارجاعي: در نرم افزار اگر محصول شما كار نكرد و يا قديمي شد مشتري يا ارجاع مي دهد و يا ديگر سراغش نمي آيد، در ميوه فروشي شما ميوه سالم را به مردم به فيمت گران، ميوه نيمه خراب را ارزان تر به مردم كم درآمد تر و احتمالا ميوه كاملا خراب را به آبميوه فروشي ها و نمي دانم لواشك سازي ها مي فروشيد! 5- واسطه گري به جاي توليد: در ميوه فروشي شما محلي براي عرضه كالاي ديگران هستيد، معمولا افزايش قيمت بين ميدان ميوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما توليد مي كنيد و دردسر هاي آن را داريد تازه در انتها و پس از كسر انواع ماليات و بيمه هزينه توليد را در بياوريد خيلي هنر كرده ايد! 6-مديريت نيروي انساني، خير! : شما در شركت نرم افزاري با نيروي لوس و نازك نارنجي كارشناس سروكار داريد كه كافي است يك كم ناراحت شود، هوس كانادا به سرش مي زند، اما در ميوه فروشي يكي دو كارگر از برادران افغاني مي گيريد، مثل ساعت براي شما كار مي كنند و غر كه نمي زنند هيچ با همه سختي ها هم مي سازند. 7-فصلي بودن كار، تعطيل: در توليد و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستيد، براي مثال دولتي ها معمولا در ماه هاي خاصي خريد بيشتري مي كنند، يا در فروردين و ارديبهشت شما با افت فروش مواجه مي شويد، اما در ميوه فروشي هر فصلي ميوه خودش را دارد و شما آن را مي آوريد، هر ميوه اي هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقريبا در همه سال فروش خود را يكنواخت خواهيد داشت. 8- بودجه آي تي : اگر بودجه آي تي كشور صفر شود كه نمي توان پروژه اي تعريف كرد كه نرم افزاري روي آن كار كند، چون هنوز از ديدگاه اغلب تصميم گيرندگان ما، نرم افزار يك كار تشريفاتي است. اما ميوه فروشي نياز روز مردم است، همه هر روز خريد خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهماني مي آيد كه شما وادار شويد حتما ميوه خوب بخريد. 9-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستيد از اينكه به يك مشتري بفهمانيد نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با يك چيز انتزاعي طرف است، بين نرم افزاري حسابداري 5 هزارتوماني با حسابداري 10 ميليون توماني فرقي قائل نيست. در حاليكه در ميوه فروشي ، مشتري تفاوت سيب با سيب را در مي يابد و اگر دنبال كيفيت خوب است پولش را هم مي پردازد. 10- شما فقط ميوه را مي فروشيد: در نرم افزار وقتي شما نرم افزاري عرضه مي كنيد، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع مي شود، آموزش كاربران -بعضا واقعا تعطيل!- تبديل اطلاعات و انتقال آنها از سيستم قديمي به جديد، عرضه سخت افزار، نگراني از كاركردن نرم افزار روي هر نوع سخت افزار آشغالي كه مشتري به شما مي دهد و ... اما در ميوه فروشي، شما فقط ميوه را مي فروشيد اينكه هندوانه را چطور مي خورند، گيلاس را چطور؟ اينكه آيا مشتري ظرف مناسبي براي نگهداري ميوه دارد و يا خير نيز به شما ربطي ندارد. 11- يك بار براي هميشه، هرگز: نرم افزار را كه مي فروشيد مشتري توقع دارد اين نرم افزار مادام العمر باشد برايش ، به سادگي حاضر نيست قرارداد پشتيباني و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه مي دانيم كه يك ميوه را براي همه سال نمي توان نگه داشت، خورده مي شود بالاخره! بايد ميوه جديدي خريد! 12- باگ: خرابي ميوه نگراني ندارد، روشهاي نگهداري ميوه معلوم است و اگر شما يك كم تجربه پيدا كنيد مي توانيد به سادگي آن را نگهداري كنيد، اما در نرم افزار آنقدر مشكلات متعدد و متفاوت پيش مي آيد كه شما گيج مي شويد كه اين خطا از كجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحراني ، آنقدر خطايابي را سخت مي كنند كه شما نياز به فاز مجزايي براي آن پيدا مي كنيد و هزينه زيادي براي هر خطا مي پردازيد، تازه تضميني وجود ندارد كه همه خطا ها را پيدا كرده باشيد و روز تحويل به مشتري، جلوي چشم وي، آنقدر سيستم خطا مي دهد كه شما آب مي شويد و زمين مي رويد. 13-آن كه خربزه مي خورد پاي لرزش مي نشيند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتري از ميوه نيستيد، مهم نيست برايتان كه در عزا بخورند يا در عروسي، مهم نيست كه به طرف نمي سازد يا مي سازد. اما در نرم افزار، كافي است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمي دانم چرا يقه شما را مي گيرند كه چرا از طريق نرم افزار شما به ما آسيب وارد شد، چرا هك شد، چرا ....؟ 14-دوره بازپرداخت سريع: در ميوه فروشي به محض فروش ميوه پولتان را مي گيريد، اما در نرم افزار تازه پروژه را كه تحويل داديد و صورتجلسه كرديد، بايد بدويد به دنبال پولتان، آنقدر اين پول دادن دير و تكه تكه مي شود كه به نوش داروي پس از مرگ سهراب مي ماند، به شكلي كه بعضي وقت ها بي خيال پولتان مي شويد. 15- تنوع مشتري: شما در يك شركت نرم افزاري با طيف خاصي از مشتري سروكار داريد، يا دولتي يا خصوصي يا آموزشي يا ... اما در ميوه فروشي شما قيدي براي مشتري نداريد، زن و مرد، كوچك و بزرگ، دارا و ندار، پير و جوان، شهري و روستايي ،... همه به نوعي مشتري شما هستند، آنهم مشتري دائمي كه از همه چيز مي گذرد الا از خوردن! 16- كپي رايت: در ميوه فروشي نمي توانيد يك ميوه را بخريد و تكثير كنيد، در نرم افزار مي توانيد، خوب هم مي توانيد. اگر توليد كننده ناراحت هم شد مهم نيست، چون يا قانون كافي نداريم و يا آنقدر اين قضيه پيچيده است كه شما بي خيال مي شويد. ..... تست هوش بايد پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در 10 ميشود و ميزان آي کيو شما را نشان ميدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!). 2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميکشد تا تمام قرصها خورده شود؟ 3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟ 4- عدد 30 را به نيم تقسيم کنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنيد چه عددي به دست مي آيد؟ 5- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟ 6- اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کداميک را روشن ميکنيد؟ 7- فردي خانه اي ساخته که هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديک ميشود اين خرس چه رنگي است؟ 8- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟ 9- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به کشتي برد؟ 10- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده کنيد و 7 مسافر جديد را سوار کنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار کنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟ پاسخ تست ها يه روز يه شركت خيلي بزرگ يه مهندس ميخواسته استخدام كنه. رئيس شركت مياد يه سوال طرح ميكنه و ميگه هركس حلش كرد اون استخدامه. 199 مهندس شركت كردن و هيچكدومشون نتونست جواب درست بده. بعد يه مهندسي خودشو ژيگول پيگول ميكنه و براي دويستمين نفر شركت ميكنه كه استخدام بشه. سوال رو رئيس شركت ميپرسه كه اين سوال به شرح زيره: (دوستان در طرح اين سوال چند فرضيه انتخاب شده كه معما جالب بشه مثله: هواي باراني در كوير و زير بالكن ايستادن در كوير و منتظر و.... پس نكته انحرافي نداره) تست : آقا رئيسه ميگه فرض كن سوار يه ماشيني هستي كه فقط گنجايش 2 نفر رو داره. بعد تو داخل يه كويري داري ميري كه داره بارون مياد. زير يه بالكن 3 نفر ايستادن با توجه به توضيحات تو كدوم يكي رو ميتوني سوار كني (فقط يه نفر چون گنجايش ماشين 2 تاست يكي راننده و يكي ديگه) دومي دوست صميميته كه خيلي خيلي شما با هم رفيق هستين و 2 بار جونتو از مرگ حتمي نجات داده و الان تو مديونشي كه اگه اين دوست دير برسه به شركتش اخراج ميشه. سومي زن آرزوهاته كه هميشه دوست داشتي باهاش زندگي كني و جز اون با هيچكس ازدواج نميكني فقط اين زنه. حالا تو كدوم يكي از اينها رو سوار ميكني؟ مهندس كمي سر به فكر فرو برد پاسخ اصلي رئيس شركت رو داد و استخدام هم شد.... به نظر شما چه پاسخي داد كه رئيس اونو استخدام كرد؟ جواب : مهندس گفت ماشين و ميدم دست دوستم كه هم پيرزنه رو ببره بيمارستان هم خودش برسه شركت و خودم پيشه اون زنه روياهام ميمونم تا يه ماشين بياد رد بشه و ما باهم بريم. موقعیت مثلث برمودا مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود. وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. » این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند. آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند. منطقه وحشت همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است. مشاهدات و گزارشات در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع. این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیو یی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است. در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند. در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد. علل واقعه علل فرضی طبیعی توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از: جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یاگردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست. علل فرضی غیر طبیعی دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد. یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد. ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند. داستانی عجیب حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت. آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل میکنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟ آیا آنها میتوانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟ گذشته و آینده برمودا به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است. شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است. اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد. آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری میگیرد؟ آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟ و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد. حالا راستش رو بگو چند تا شو میدونستی . در بخش نظرات بنویس . اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیست؟ درا نگلیس شما یک کیف اسکناس می برید و با آن یک ماشین می خرید . اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برید و با آن یک کیف پول می خرید . اگر گفتیدفرق گردش در تهران و پاریس چیست ؟ در پاریس هر وقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شوید و در تهران هر وقت شما خواستید گردش کنید سوار ماشین می شوید . اگر گفتیدفرق یک تخم مرغ در تهران و در مسکو چیست ؟ در مسکو اگر تخم مرغ را زیر مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا یک جوجه تخم بیرون می آید ، اما در تهران پس 21 روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید ، مثلا یک شتر . اگر گفتیدفرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیست ؟ یک نویسنده آلمانی وقتی نوشته هایش چاپ شد معروف می شود ولی یک نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود؟ اگر گفتیدفرق یک تاجر ایرانی با یک تاجر عرب چیست ؟ تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و بدبخت می شود. اگر گفتیدفرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیست؟ در همه جای دنیا وقتی کسی موفق شود همه به او نزدیک می شوند و با او شریک می شوند و به او کمک میکنند ، اما در ایران وقتی کسی موفق شود همه از او فاصله می گیرند و رابطه شان را با او قطع می کنند و جلوی کارش را می گیرند. اگر گفتیدفرق سیستم اداری ایران با کانادا چیست؟ سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد و به آنها کمک می کند از مردم پول میگیرد ، اما سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم می گیرند از آنها پول می گیرد. اگر گفتیدفرق یک ماشین در تهران با بلژیک چیست؟ در بلژیک شما وقتی یک ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ، اما در تهران شما وقتی یک ماشین می خرید دائما به قیمت افزوده می شود. یک مرد جوان ۲۸ ساله اهل کشور روسیه که با احتمال سرطان ریه مورد جرای قرار گرفت از درون بدنش یک گیاه صنوبر که در حال رشد بود خارج گردید . به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ریانووستی ، این موضوع زمانی مشخص شد که «آرتیوم سیرورکین» ۲۸ ساله و اهل منطقه اورال تحت عمل جراحی قرار گرفت. این مرد روس با علائمی همچون خلط خونی سرفه مزمن آزار دهنده به پزشک خود مراجعه نمود . پزشکان بعد معاینه و انجام آزمایشات تشخیصی احتمال ابتلا به یک سرطان بدخیم مهاجم ریه را برای او مطرح کردند و او با این احتمال مورد جراحی قرار گرفت . پزشکان در هنگام جراحی شوکه شدند زیرا که به جای یک توده سرطانی درون ریه این فرد با یک جوانه ۵ سانتیمتیری از گیاه صنوبر روبرو شدند . پزشک جراح و تیم همراه او متعلق به منطقه اورال ( Urals ) کشور روسیه بوده است . جراحان و پزشکان منطقه اورال روسیه، طی یک عمل جراحی موفق شدند یک گیاه از نوع صنوبر را که داخل ریه یک مرد رشد کرده بود، از ریه وی بیرون بیاورند. این گیاه صنوبر همراه با رشد خود موجب تخریب بافت ریه و سیستم مویرگی ظریف اطراف آن شده بود . دکتر کاماچوف می گوید : گرچه تشخیص اشتباه ما موجب از دست رفتن یک ریه این مرد شده است اما واقعا در هنگام بررسی غیر قابل تشخیص بود که این یک توده سرطانی نیست . براستی آیا پزشکی در جهان پیدا می شود که با توجه به علائم بالینی و دیدن عکس های ریه یک فرد تشخیص رشد یک صنوبر را در محیط ریه برای او بدهد ؟! آری در پس این سایه های تاریک زمانه یاد بزرگان می تواند قوت قلبی برای ما باشد . چه نیکوست که این یادمان ها با گرامی داشت یاد پدر ایران زمین , پدر این خاک پاک , کوروش بزرگ آغاز شود . این مرد که نه تنها در میان ما ایرانیان بلکه در میان تمام مردم این کره خاکی شناخته شده است و به نیکی از او یاد می کنند , چه خوب است ما فرزندان این مرد بزرگ گام های بیشتری در این راه بر داریم . اما شوربختانه چند گاهیست که این گرامیداشت در بین خود مردم ایران کمرنگتر از کشور های دیگر شده است . بیایید بیش از پیش به یاد بزرگان باشیم و از گنجینه هایی که برای ما ایرانیان به ارمغان آورده اند پاسداری کنیم تا بلکه گوشه ایی از خدمات آنان که برای ما به یادگار گذاشته اند را قدردانی کرده باشیم. خاطره ی کوروش در ذهن پارسیان به اندازه ای مورد تقدیس و تقدیر بود ,و همچنین سیاست او در اداره کردن امور شهرها و اجرای حق و عدالت و درکش از منافعی که همیشه به خانواده شاهی ارتباط نداشت بقدری برای ایرانیان مسلم بود که پادشاه بزرگ برای همیشه در نظر ایشان بعنوان یک پادشاه واقعی باقی ماند , و رعایایش که هم به خیر و خوبی سلطنتش پی می بردند و هم می دانستند که او نسبت به مغلوبان تا چه حد رئوف و با گذشت است و هیچگاه نه آنان را خوار و خفیف می نماید و نه برای ایشان ایجاد ترس و وحشت می کند , از دل و جان دوستش می داشتند. مورخ دوست دارد که در برابر چنین چهره ی والایی سر تعظیم فرود آورد و روی اصالت و نجابت او انگشت بگذارد , زیرا چنین پادشاهانی هر چند هم بتوان نظیرشان را در میان ملتهای دیگر پیدا کرد باز عده شان از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست . این شاهان با فضیلت و تقوا و علاقمند بی تکلف به خیر و سعادت معاصران خویشتن را از تاریخ جدا می کنند. اینان برای بر جا ماندن در وضعی که بوده اند هیچ نیازی نه به شرکت در مسابق ی صحنه سازی های جنگی دارند و نه به رویای دست یافتن به افتخار : برای آنان همین بس که اداره کنندگان خردمند امور خیر ملتهایشان بوده اند , هرچند آن امور خیر در حد خود بهترین و مطلوب ترین نبوده باشند. کوروش به آن دسته از قهرمانان پاک و بی غل و غش تعلق دارد که براستی توانسته اند استحقاق مهر و محبت رعایای خود را داشته باشند ; و برای همین است که ایرانیان مدت ها پس از مرگ این فرمانروای بزرگ بایستی بگویند که کوروش پدر بوده است . گزنفون هم حق داشت که نوشت : "ما می دانیم که کوروش , مورد اطاعت دورترین ملت ها بود , چه آنها که فقط چند روز راه با او فاصله داشتند و چه آنها که به قدر ماهها راه از او دور بودند , و حتی ملت هایی که هیچگاه او را نخواهند دید , و با این وصف , همه بی آنکه مجبور باشند خود را به زیر سایه ی قدرت او می کشیدند. کوروش از این نقطه نظر از همه ی پادشاهان دیگر , چه آنان که به حکم قانون وراثت بر تخت سلطنت پدر خود مستقر شده اند و چه آنان که به سعی و همت خویش به آن مقام دست یافته اند بسیار پیشی گرفته است." کوروش با همه ی علاقه و اعتقادی که به اهورامزدا داشت هیچگاه در صدد بر نیامد که وی را به ملتهای مختلفی که امپراتوریش را تشکیل می دادند و افکار و اعتقادات مذهبیشان هیچگونه مطابقتی با پارسیان نداشت تحمیل کند. او دین و آیینهای رایج آسیای صغیر و به خدایان بیشمار بابل احترام می گذاشت. زئوس و مردوخ از آمدن او نگران نشدند , چون پیروانشان هنوز می توانستند با اطمینان خاطر به معبد های ایشان بیایند و در جلو محرابشان به ادای مراسم نماز و دعا بپردازند . کسانی که می بایست بیش از همه به خاطر این سیاست توام با گذشت و اغماض کوروش به خود تبریک بگویند یهودیها بودند. و در این هیچ تعجبی نیست که کوروش هم به معنای واقعی و هم مجازی منجی ایشان بوده باشد , چون در سایه لطف و محبت او بود که اسرائیلیان تبعید شده به بابل توانستند به اورشلیم برگردند تا در آنجا دوباره معبد یهوه را بنا کنند. فرض کنید در درایو D یک پوشه به نام Video وجود دارد و ما می خواهیم برای این پوشه یک فایل تصویری به نام H. jpgرا به انوان پس زمینه این پوشه قرار دهیم. دو راه جالب جهت نفوذ به ويندوز XP بدون رمز عبور! يکي از مشکلات ويندوز xp راه نفوذ به آن در صورت فراموش کردن password مي باشد . همانطور که همه شما مي دانيد xp امکان جالب switch user را دارد که مي توان محيط را براي کار user هاي مختلف فراهم کرد . حالا اگر شما اين password را فراموش کنيد چاره چيست؟. در اين حالت چند راه نفوذ هست و آن اين است که در هنگام ظاهر شدن منوي کاربران در ابتدا ، دو بار کليدهايALT+CTRL+ DELETE را فشار دهيد سپس در قسمت نام کلمه administrator را تايپ کرده و قسمت password را خالي بگذاريد و Ok را بزنيد در اين حال وارد سيستم مي شويد. حال اگر در هنگام نصب ويندوز Xp برايAdmin پسورد گذاشته باشند چه كار كنيم؟ براي اين كار قبل يا هنگام بالا آمدن ويندوز كليد F8 را زده سپس بسته به نوع نياز خود بكي از گزينه هاي Safe Mode را انتخاب كنيد. بعد از وارد شدن به ويندوز در منو Start كليك كنيد سپس گزينه RUN را انتخاب كرده ودر جاي خالي عبارت Control userpasswords2 را تايپ كنيد. پنجره باز شده داراي 2 TAB به نام هايUsers & Advanced مي باشد. TAB Users را انتخاب كرده و تيك گزينه:User must enter a username and password to use this computer را برداريد. با برداشتن تيك اين گزينه ديگر هنگام ورود به ويندوز از شما پسورد گرفته نمي شود. حالا با استفاده از گزينه Add مي توان نام كاربري را به آن اضافه و با استفاده از گزينه Remove مي توان نام كاربري را حذف كرد همچنين با استفاده از گزينه Properties مي توان ميزان دسترسي كاربران به ويندوز را تعيين كرد. در ضمن این راهها همیشه جواب نمیدن . تصور ما از پزشکان، اشخاصی است که در صدد هستند به هر نحو ممکن به بهبود بیماری و سلامت بیمارنشان کمک کنند. تلقی جامعه از بیشتر پزشکان، مثبت است. اما این بار در یک پست متفاوت میخواهیم با هم پرده از فعالیتهای شیطانی پزشکان و به عبارت صحیحتر پزشکنماهایی برداریم که اعمالشان را هیچ عقل سلیمی نمیتواند تأیید کند: 1- جوزف منگل Josef Mengele: او افسر آلمانی SS و یک پزشک نازی بود. او احتملا شناختهشدهترین نام در فهرست پزشکان جنایتکار است. او لقبهایی مثل «فرشته مرگ» و «شیطان زیبا» داشت. او بود که تعیین میکرد کدام اسیر به درد آزمایشات میخورد و کدام یک به خاطر ضعف، باید کشته شود. در آشویتس، او آزمایشاتی روی اسرای نگونبخت انجام میداد. او بیشتر به وراثت و بیشتر علاقه داشت و دوست داشت روی دوقلوهای همسان آزمایش کند. گفته میشود که او ۱۰ دوقلو را انتخاب کرده بود، آنها را با کلروفورم بیهوش کرده بود و برای مقایسه آنها با هم و پیدا کردن اختلافهای احتمالی، تشریحشان کرده بود. گفته میشود او بعضی از دوقلوها را با ارتباط دادن وریدهایشان به هم متصل میکرد و دوقلوهای به هم چسبیده را به صورت مصنوعی ایجاد میکرد. او آزمایشاتی در مورد تغییر رنگ چشم با تزریق مرکب، قطع اعضا و تلاش برای پیوند دوباره آنها و نابارور کردن زنان هم انجام داد. ۲- شیرو ایشی Shiro Ishii: شیرو ایشی پزشک و میکروبشناس ژاپنی بود. در طی جنگ دوم چین و ژاپن او ستوان واحد ۷۳۱ بود که واحد جنگ بیولویژک بود. گرچه تصور میشد او به زور به این واحد تحمیل شده و از لحاظ شخصیتی آدم خودمحوری است، اما توانست برتری خود را ثابت کند و وارد بیمارستان ارتشی شماره یک توکیو شود. او تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه سلطنتی کیوتو به اتمام رساند. در سال ۱۹۴۲، ایشی، شروع به کار روی تسیلحات میکروبی کرد. او این میکروبها را روی اسیران و شهروندان چینی امتحان کرد و یک بار هم موفق به آزمایش اسلحهاش در میدان نبرد شد. گفته میشود، دهها هزار نفر در آزمایشات وی کشته شدند. در طی آزمایشات او از سلاحهای حاوی میکروبهای کزاز، وبا و طاعون استفاده میکرد. او همچنین آزمایشاتی در مورد القای سقط، سکته قلبی و مغزی و تحقیقاتی در مورد سرمازدگی و کالبد شکافی موجودات زنده انجام داد. ۳- مایکل سوانگو Michael Swango: گرچه از لحاظ قانونی او به خاطر قتل تنها ۳ نفر مجرم شناخته شد، اما بسیار عقیده دارند که او بین ۳۰ تا ۶۰ نفر را در طول زندگی پزشکی حرفهای خود کشته است. همه چیز از وقتی که شروع شد که او وارد دانشکده پزشکی ایلینویز جنوبی شد، در آنجا بعضی متوجه علاقه عجیب او به مرگ بیماران شدند. با اینکه بعد از فارغالتحصیلی، اخراج شد، ولی توانست در دانشگاه ایالت اوهایو، به عنوان انترن مشغول شود. در طبقاتی از بیمارستان که او مشغول کار بود، پرستاران متوجه مرگهای گاه و بیگاه و ناگهانی بعضی از بیماران بدون هیچگونه پیش درآمد قبلی میشدند. یک بار پرستاری مشاهده کرد که در حال تزریق چیزی به یک بیمار است و مدتی بعد از تزریق بیمار به ناگهان فوت کرد. این شکها باعث شد، او دوباره اخراج شود. این بار او به عنوان تکنیسین بخش اورژانس در ایلینویز، شروع به کار کرد و این بار کارکنان بیمارستان را مسموم کرد! سرانجام او به خاطر در اختیار داشتن آرسنیک و سایر سموم، دستگیر شد. سرانجام او به قتل ۳ نفر از بیماران، اعتراف کرد. ۴- هارولد شیپمن Harold Shipman: او تنها پزشک انگلیسی در طول تاریخ است که به خاطر قتل بیمارانش، گناهکار شناخته شد. بسیاری او را برترین قاتل سریالی از لحاظ کسی درآمد غیرمشروع میدانند. او در مورد قتل ۲۱۸ بیمار مقصر شناخته شده، اما عدد واقعی ممکن است دو برابر باشد، چون هویت بسیاری از بیماران، هرگز شناخته نشد. او درسال ۱۹۷۴ به عنوان یک پزشک عمومی در «یورکشایر» غربی شروع به کار کرد. یک سال بعد، نسخههای جعلی تجویز پتدین (نوعی مخدر) که او برای مصرف شخصی، جعل کرده بود، کشف شد. او چریمه شد، اما به وی اجازه شد به کار ادامه دهد. در طول سالیان، بسیاری از بیماران او عمدتا به خاطر تزریق دیامورفین، فوت کردند. سرانجام خیلیها به خاطر جواز دفنهای زیادی که او امضا میکرد، به وی مشکوک شدند. او همچنین به خاطر جعل وصیتنامه یک بیمار، مجرم شناخته شد. در سال ۲۰۰۰، او در مورد مرگ ۱۵ نفر، مجرم شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد اما چهار سال بعد در ژانویه سال ۲۰۰۴، خودش را در سلول حلقآویز کرد. ۵- جان بادکین آدامز John Bodkin Adams: او یک پزشک عمومی بود که زندگیای توأم با جنایت و قتل داشت. او از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۶، به طرز مشکوکی، ۱۶۰ نفر از بیمارانش را کشت. ۱۳۲ نفر از آنها در وصیتنامههایشان برای این پزشک پول نقد یا اشیایی باارزش بخشیده بودند! بعدها مشخص شد، همه این وصیتنامهها جعلی بودهاند. برای قتل بیمارانش او از داروها یا مسکنهایی به میزان زیاد تجویز میکرد که در نهایت بیماران را از پا درمیآورند. سرانجام او پس از اینکه شکهایی در مورد مرگ سریع بیمارانش برانگیخته شد، دادگاهی شد. او به اتهام جعل اسناد هم، باید پاسخ میداد. ۶- کارل کلوبرگ Carl Clauberg: او یکی از پزشکان نازی است که در اردوگاههای کار اجباری نازیها، روی زندانیها آزمایش انجام میداد. آزمایشات او در اردوگاه آشویتس مشهور است. او استاد بیماریهای زنان در دانشگاه Königsberg بود. در سال ۱۹۳۳ او به نازیها پیوست و در سال ۱۹۴۲، به «هیملر» پیشنهاد کرد که آزمایشاتی برای نازا کردن جمعی زنان انجام دهد. هیملر موافقت کرد و او به بلوک شماره ۱۰ آشویتس رفت. او به دنبال آن بود که شیوه ارزان و سادهای برای نازا کردن زنان پیدا کند. او بارها از تزریق اسید مایع به داخل رحم زنان استفاده کرد. تخمدانهای آسیب دیده زنها برای بررسی بیشتر به برلین فرستاده میشد. گاهی بیماران برای انجام اتوپسی (تکهبرداری) به قتل میرسیدند. گفته میشود او روی ۳۰۰ زن، آزمایشات وحشتناک خود را انجام داد، سرانجام کلوبرگ دستگیر شد، ولی قبل از محاکمه، فوت کرد. ۷- آرنفین نست Arnfinn Nesset: آرنفین نست، واقعا یک پزشک نبود، او یک پرستار نروژی بود که قصد داشت پزشک شود. او ۲۲ نفر از بیمارانش را با تزریق دارویی به نام Curacit کشت، این دارو، یک داروی شلکننده عضلات است. به خاطر ماهیت دارو، تحقیقات برای اثبات جرم «نست»، بسیار دشوار بود، چرا که ردیابی این دارو در بدن با گذشت زمان بسیار دشوار است. تحقیقات روی پرونده او دو سال کشید، در پی یک محاکمه دو ماهه، جرم او در قتل بیمارانش ثابت شد و «نست» ۲۱ سال را در زندان به سر برد. در نروژ حداکثر محکومیت ۲۱ سال است. او در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد و گفته میشود هماکنون با نام دیگری در نروژ زندگی میکند. ۸- هری هوارد هولمز(هرمن ماجت) Herman Mudgett: نام هری هوارد هولمز در زمان تولد «هرمن ماجت» بود، او نخستین قاتل سریالی بود که در آمریکا به دار آویخته شد. او در سال ۱۸۸۴ به دانشکده پزشکی میشیگان رفت. در این دوره او اجساد را از آزمایشگاهها میدزدید و تخریب میکرد و بعد ادعا میکرد این افراد در طی حادثه کشته شدهاند و با ترفندهایی از شرکتهای بیمه، حق بیمه دریافت میکرد. بعد از فارغالتحصیلی، او به شیکاگو رفت، یک کارگر داروخانه را فریب داد و مالکیت یک هتل را از آن خود کرد. او زنانی را فریب میداد و به قتل میرساند و در هتل، روی جسد آنها آزمایش میکرد، کالبدشکافیشان میکرد و اسکلت آنها را به دانشکدههای پزشکی میفروخت! ۹- والتر فریمن Walter Freeman: والتر فریمن یک متخصص بیماریهای اعصاب یا نورولوژیست بود که از «ییل» و دانشکده پزشکی پنسیلوانیا، فارغالتحصیل شده بود. او در دوران فعالیتش ۳۵۰۰ عمل لوبوتومی انجام داد. در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی، یعنی زمانی که روانپزشکان داروهای مؤثر کمی برای کنترل بیماریها و اختلالات روانپزشکی در اختیار داشتند، عمل لوبوتومی بسیار معمول بود. شاید از فیلم «دیوانه از قفس پرید» با شرکت «جک نیکلسون»، ماجرای لوبوتومی کاراکتر سرخپوست قصه را به یاد داشته باشید. در عمل لوبوتومی، ارتباط کورتکس قسمت پرهفرونتال (قسمتی از قشر مغز در ناحیه زیر پیشانی) با سایر نقاط قطع میشود. شیوههای مختلفی برای این عمل وجود دارد. امروزه به خاطر عوارض زیاد عمل لوبوتومی و همچنین وجود شیوههای نوین درمان، لوبوتومی به ندرت انجام میشود، اما او در آن زمان، دکتر فریمن به انجام این عملها و به اصطلاح شفا دادن بیمارانش، افتخار میکرد. شیوه انجام اعمال جراحی او هم عجیب بود. مثلا او از یک یخ خردکن که از آشپزخانه منزلش برداشته بود، برای انجام عمل استفاده میکرد و بدون کمک هیچ جراحی، روزانه ۲۰ عمل انجام میداد، او حتی اجازه میداد، رسانهها بر سر عملش حاضر شوند، اعمال جراحی که گاه با مرگ بیمار خاتمه مییافتند. جالب است بدانید که یکی از عملهای جراحی که دکتر فریمن انجام داد، روی خواهر «جان اف کندی» یعنی «رزمری کندی» انجام شد. در آن زمان به خانواده او توصیه شد برای بهبود حالات روحی رزمری، این عمل را قبول کنند. در سال ۱۹۴۱، زمانی که رزمری ۲۳ ساله بود، این عمل روی او انجام شد و نتیجه خوشایندی نداشت. رزمری کندی بعد از عمل دچار بیاختیاری ادراری شد و توان ذهنیاش به اندازه یک شیرخوار کاهش پیدا کرد، طوری که ساعتها به دیوار روبرویش خیره میشد. برخی اعتقاد دارند، رزمری، تنها عقبماندگی ذهنی داشت و عمل اصلا برایش مورد نداشت. رزمری کندی با همین شرایط تا سال ۲۰۰۵، به زندگی ادامه داد. شاید در مورد سرنوشت ناگوار اعضای خانواده کندی، خوانده باشید، سرنوشت شومی که که از آن تعبیر به «نفرین کندیها» میشود. رزمری کندی، نخستین عضو خانواده بود که با چنین سرنوشت ناگواری مواجه شد! شاید باور نکنید، اما فریمن هرگز به خاطر مرگ بیمارانش با عوارض عمل، به دردسر نیفتاد. ۱۰- جک کورکین Jack Kevorkian: کمک به مرگ بیمارانی به شدت بیمار که امید چندانی به بهبود وضعیتشان نیست، در دنیای امروز موضوعی اختلافبرانگیز است. اما دکتر جک کورکین اعتقاد داشت که «مردن، جنایت نیست.» او به مرگ ۱۳۰ نفر از بیماران بدحالش کمک کرد. جالب است که بدانید او شیوههای «اوتانازی» مخصوص خودش را هم ابداع کرده بود، او به دو شیوه، بیماران را از پا درمیآورد: شیوه اول را او Thanatron نامیده بود، در این شیوه او مخلوطی از سالین، تیوپنتال سدیم و کلرید پتاسیم به داخل ورید بیماران تزریق میکرد. شیوه دوم Mercitron بود که در آن از ماسکی که مونو اکسید کربن از خود متصاعد میکرد، استفاده میکرد. سرانجام تحقیقی در مورد کارهای او انجام شد و در پی آن او به جرم قتل درجه دوم، دستگیر شد و از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷، زندانی شد. او هماکنون آزادی مشروط دارد. پینوشت: جالب است بدانید که «آل پاچینو» در نقش دکتر جک کورکین در یک فیلم تلویزبونی با عنوان You Don’t Know Jack بازی کرده است. بسیاری از کاربران وقت زیادی را در موتورهای جستجو و وب سایت های مختلف صرف میکنند تا آهنگ های مورد علاقه خودشان را به شکل رایگان از طریق اینترنت دانلود کنند. در این ترفند قصد داریم یک ترفند جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید آهنگ های مورد علاقه خودتان را با فرمتهای مختلف از موتور جستجوی گوگل و بدون دردسر دانلود کنید. بدین منظور : وارد موتور جستجوی گوگل بشوید. (www.Google.com) اکنون دستور زیر را در قسمت جستجو وارد کنید: intitle:index.of? Format Artist اکنون میبایست پارامترهای جستجو را جایگزین کنید: در دستور فوق به جای واژه ” Artist ” میبایست نام خواننده مورد نظر را تنها به زبان انگلیسی وارد کنید. به جای واژه ” Format ” نیز بایستی فرمت مورد نظر آهنگ را تعیین کنید. برای درک بیشتر یک مثال میزنیم: در صورتی که به دنبال یک آهنگ از خواننده ای به نام OMID باشیم میبایست به جای Artist عبارت OMID را وارد کرده و به دنبال آهنگ با فرمت MP۳ باشیم به جای واژه Format عبارت MP۳ را تایپ میکنیم ، پس میشود: intitle:index.of? Mp۳ Omid حالا Enter میزنیم تا جستجو انجام شود. اکنون در صفحه جستجو میتوانید نتایج را داشته باشید ، با ورود به هر نتیجه جستجو لیست آهنگ ها موجود است. کافی است روی نام آهنگ کلیک کنید و منتظر دانلود آهنگ بمانید. چندین مثال دیگر: intitle:index.of? Mp۳ Chavoshi intitle:index.of? WMA Eminem intitle:index.of? WMA Shadmehr
اسپانیاییها در این مورد سرآمد دیگران بودند آنها با استخراج معادن در آمریکای جنوبی این جواهرات را در کشتیهای بزرگ به اسپانیا منتقل میکردند.
این دزد دریایی هم با همکارانش صبورانه!! روی دریا مشغول گشت زنی بودند تا سر و کله کشتیهای اسپانیایی پیدا شود و آن وقت با سرعت به غارت کشتی میپرداختند. نکتۀ مهم این بود که این دزد دریایی همواره جواهرات را در جایی دفن میکرد.
این دزد دریایی بالاخره در سال ۱۷۱۸ دستگیر شد و با مرگش معلوم نشد که این گنج کجاست و چه بر سر آن آمد. کشتی این سارق نیز بعدها غرق شد. تا مدتهای مدید افراد متعددی به جستجوی گنج پرداختند.
حتی در سال ۱۹۹۸ نیز کشتی را از زیر آب بیرون آوردند اما حتی یک نشانه هم از گنج به دست نیامد. محققین حدس میزنند که این گنج در جزایر کارائیب یا خلیج ورجینیا و یا غارهای جزیرۀ کایمان دفن شده باشد.
این گنج یازده کشتی را به طور کامل پر کرد. ویلیام تامپسون مسئول کشتی و حمل این گنج عظیم به مکزیک بود. اما غافل از آنکه در میان همراهان و کارگران کشتی، دزدان دریایی رخنه کردهاند. پس از سرقت،دزدان تصمیم گرفتند که جواهرات را به جزیره کوکاس در اقیانوس هند برده و در آن محل نگه دارند تا آبها از آسیاب بیافتد.
تامپسون فرماندۀ کشتی هم که دیگر با دزدان همدست شده بود، به اتفاق سارقان به جزیره میرود. اما ارتش مکزیک در تعقیب آنها وارد جزیره شد. به همین جهت دزدان به سوی جنگلهای انبوه گریختند. از آن زمان تاکنون دیگر هیچ اطلاعی از این گنج نیست. تاکنون نیز سیصد گروه به جستجوی این گنج رفتهاند اما به موفقیتی دست پیدا نکردهاند. به همین جهت برخی مدعیاند دزدان دریایی گنج را در جزیره دیگری دفن کرده و سپس به این محل آمدهاند.
امروزه این گنج عظیم پس از پنج قرن هنوز دست نخورده در میان گل و لای دریاچه پنهان شده است. در سالهای اخیر تلاش زیادی برای دستیابی به این جواهرات صورت گرفته حتی یکی از رئیس جمهورهای مکزیک نیز دستور لایرویی دریاچه را داد اما اقدام انجام گرفته بینتیجه ماند.
برای کارتر عجیب بود که چه کسانی و چگونه اقدام به این سرقت کردهاند. زیرا مسیر دستیابی به مقبره فوق العاده پیچیده بود و یافتن مسیر از فهم انسانهای عادی خارج بود. ضمناً این همه ثروت را امکان نداشته بتوانند به راه دوری ببرند و لذا ممکن بود در همین اطراف دوباره دفن کرده باشند.
محققان به این نتیجه رسیدند که همان کسانی که محل دفن را ساخته و نیز جواهرات را در آنجا نهادهاند، در همان سالها یعنی ۳۴۳ تا ۴۲۵ قبل از میلاد، خود اقدام به خارج کردن گنجها نمودهاند اما تاکنون کسی نتوانسته این گنج را پیدا کند. ولی پژوهشگران معتقدند که بالاخره این گنج در روزی روی خودش را به انوار خورشید نشان خواهد داد.
هیتلر موقعی که به روسیه حمله کرد تلاش نمود این اتاق را به آلمان انتقال دهد اما تمامی دیوارهای اتاق رو به خرد شدن رفت و لذا و تلاش کرد با چسباندن کاغذ دیواری مانع از فرو ریختن آن شود اما این اقدام هم بیفایده بود.
لکن از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ دیگر کسی از این اتاق اطلاعی نداشت و پس از پایان جنگ نیز دیگر هیچکس از این اتاق و یا نشانههایی از آن را مشاهده نکرد.
آیا این اتاق در یکی از شهرهای زیرزمین مدفون است؟ آیا آن را آتش زدهاند؟ به هر حال تا امروز که خبری تازه از آن نیست.
اما خوشبختانه یک مدل بازسازی شده از آن امروز در کاخ کاترین وجود دارد. این اتاق اگر امروز وجود داشت رقمی معادل ۱۴۲ میلیون دلار ارزش داشت.



4- باقري ، بازرگان فرش ! کريم باقري ، هافبک صاحب نام تيم پرسپوليس ، که زماني فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دويدن و پاس دادن در زمين چمن در امر صادرات فرش و ارز آوري براي کشور تجربه و تبحر بالايي دارد. کريم خان همراه پدر همسرش يکي از تجار معروف فرش ايران و به خصوص تبريز در دنياست!
5- دين محمدي ، کاسب در ميلاد نور چندين سال حضور در استقلال و سابقه حضور دو ساله در فوتبال باشگاهي آلمان ، گذشته از تجربيات فني و حرفه اي فراوان براي سيروس خان ، از لحاظ مادي هم براي هافبک ريز نقش پگاهي ها سودآور بود. سيروس ، سرمايه اش را که هم ريالي است و هم ارزي در کار توليد پوشاک به کار انداخته و يک موسسه توليد پوشاک را اداره مي کند . البته يک باب مغازه در پاساژ ميلاد نور و در جوار هم قطاراني چون ميناوند ، پيرواني و دايي نيز از ديگر سرمايه گذاري هاي جناب سيروس خان است که در آن به عرضه پوشاک ورزشي مي پردازد
6- تجارت تهران در قبضه دايي علي دايي ، سر مربي تيم ملي همانطور که در زمين سبز عناوين و رکوردهاي ملي و بين المللي را تصاحب کرده ، در زمينه سودآور اقتصادي سرمايه گذاري هاي کلاني انجام داده است . مشارکت در ساخت يک شهرک توريستي در اطراف چالوس ، مالکيت چندين فروشگاه و گالري کفش و لباس در مراکز خريد يوسف آباد ، منيريه ، ميدان محسني و ميلاد نور و همچنين اداره موسسه توليدي پوشاک ورزشي دايي ، مشغله هايي است که بعد از فوتبال ذهن دايي را به خود مشغول کرده است.
7- نيکبخت پوشاک توليد مي کند ! عليرضا نيکبخت واحدي ، مهاجم برسبوليس بيشتر از آنکه به فکر آينده اش باشد ، به تيپ و مد و ظاهرش مي رسد و فرصت چنداني براي پرداختن به امور تجاري ندارد . البته گويا به تازگي شم تجاري نيکي هم تقويت شده و شنيديم وي در يک موسسه توليد پوشاک مشارکت و سرمايه گذاري کرده است. البته حالا که او به ليگ امارات رفته و عضو تيم الوصل شده ، بيشتر از اينها مي تواند به فکر آينده اش باشد.
8- خداداد مسلط در تجارت جهاني ! خداداد عزيزي ، مربي بيام همانطور که در زمين فوتبال تند و تيز است ، در عرصه تجارت نيز يد طولايي دارد و به قول معروف زير و بم کار را مي داند . خداداد علاوه بر مالکيت يک گالري طلافروشي در خيابان کريم خان زند ، صاحب يک شرکت توليد قطعات يدکي اتومبيل در سنگاپور نيز هست و در دبي هم سرمايه گذاري هاي خوبي انجام داده و فعلاً او تنها رقيب علي دايي است.
9- خطيبي ورزشگاه مي سازد! رسول خطيبي ، مهاجم آذري تيم سپاهان اصفهان آنقدر به فوتبال و توپ و تور علاقه دارد که حتي سرمايه گذاري هايش هم يکجوري به فوتبال و ورزش ربط پيدا مي کند . مهاجم تبريزي سپاهان ، پروژه ساخت يک مجموعه ورزشي را در تبريز آغاز کرده و نظارت بر چگونگي انجام کار اين مجموعه و تامين هزينه هاي آن مهمترين مشغله خطيبي بعد از فوتبال است..
10- پژمان در آستانه آپارتمان سازي ! پژمان نوري ، هافبک تيم پیروزی پسر ارشد خانواده اي است که املاک زيادي در شمال دارند اما پژمان علاقه اي به کشاورزي و زمين داري ندارد. از قرار معلوم پژمان هم نان را در ساخت و ساز مي بيند. او قصد دارد در قطعه زميني که در اختيارش است ، آپارتمان سازي کند البته در فصل بهار! در اين مدتي هم که بيکار بوده سرش با خواهرزاده اش و مراقبت و پرستاري از او گرم بوده ، مثل اينکه پژمان خان در رشته پرستاري استعداد بسيار خوبي دارد!
11- کعبي براي خودش ارباب است حسن کعبي ، هافبک ملي پوش تيم ملي هم سود و پول را در صنعت پر رونق خريد و فروش ملک و ساخت و ساز ديده است . آنطور که خود حسين مي گفت او چند باب مغازه و منزل دارد که با اجاره و رهن آنها کاسبي کوچکي براي خودش دست و پا کرده است.
12- سر و کار منصوريان با کامپيوتر ! عليرضا منصوريان ، هافبک اسبق استقلال ، دو سال حضور در آلمان و فوتبال ماشيني و حساب شده ژرمن ها ، حسابگري علي منصوريان را هم تقويت کرد ، به طوري که اين بازيکن مارک هايش را در بازار پر رونق کامپيوتر سرمايه گذاري کرد. اگر خريدار قطعات و لوازم کامپوتر هستيد ، حتماً سري به فروشگاه منصوريان واقع در چهار راه ولي عصر بزنيد.
13- جمشيدي گالري عطر و ادکلن دارد پژمان جمشيدي ، هافبک تيم پاس علاوه بر اينکه بعد از چندين سال تحصيل در رشته عمران هنوز موفق به اخذ مدرک نشده و دائماً به خاطر پاس کردن واحدهاي درسي دنبال اساتيد خود است ، بخشي از وقتش را هم در گالري عطر و ادکلن فروشي اش که در کرج واقع است ، مي گذراند.
14- هاشمي نسب در فکر افتتاح پيتزافروشي مهدي هاشمي نسب ، مدافع \يام خراسان و بازيکن پر شر و شور سالهاي گذشته استقلال و پرسپوليس حالا به يک بازيکن بي حاشيه و آرام تبديل شده و حسابي به فکر آينده خود است . واردات لوازم آرايشي و بهداشتي آقا مهدي را راضي نکرده و حالا او قصد دارد يک پيتزافروشي داير کند ، البته اينکه کجا و با کي هنوز معلوم نيست ، اما احتمالاً يکي از پر رونق ترين پيتزافروشي هاي تهران از آن گلزن ترين مدافع فوتبال ايران خواهد شد.
15- پيتزافروشي برزگر غوغا مي کند محمد برزگر ، در عرصه کار و فعاليت غير ورزشي ، بسيار کوشاست . محمدآقا در خيابان گيشا يک پيتزا فروشي شيک و پررونق دارد
16 – اکبري شغل نان و آب داري دارد به نظر مي رسد ، شم اقتصادي فوتباليست ها خيلي بالاست . چون يدا... اکبري هم مثل بعضي از همقطارانش ، سرمايه اش را در کار ساخت و ساز ساختمان که سود کلاني هم دارد ، به کار انداخته است. خدا کند معماري يدي هم مثل فوتبالش ظريف و خوب باشد.
17- پيرواني سهامدار جورابان افشين پيرواني ، حتماً تاکنون پيراهن و پوشاک ورزشي با مارک جورابان را ديده ايد ! حتماً هم مي دانيد بخشي از سهام اين شرکت معتبر توليد پوشاک ورزشي متعلق به افشين خان است. البته مشارکت در توليدي جورابان يکي از مشغله هاي پيرواني است و مدافع شيرازي سرخپوشان يک گالري پوشاک و کفش ورزشي هم در ميدان محسني دارد.
18- کاويانپور ، نمايشگاه دار اتومبيل حامد کاويانپور ، هافبک سابق ملي پوش تيم پرسپوليس بعد از بازگشت از امارات و حضور مجدد در پرسپوليس ، يک مدرسه فوتبال تاسيس کرد که همه امکانات و سهام آن متعلق به خودش است. در کنار آموزش فوتبال به نونهالان علاقمند ، آقا حامد ، در کار خريد و فروش اتومبيل هم فعال است و اتفاقاً اتومبيل هاي لوکس و گرانقيمتي هم در دست و بالش دارد.
19- استيلي با پيرواني شريک است . حميد استيلي ، مربي سابق تيم پرسپوليس نيز مثل همبازي سابقش ( افشين پيرواني ) در بخشي از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام متعلق به حميدخان است ما بي اطلاعيم . ضمن اينکه حميدخان در امر تجارت وادرات کالا هم کم و بيش فعاليت دارد


1- بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- يک ساعت (شما يک قرص را در ساعت 1 و ديگري را درساعت 1/5 و بعدي را در ساعت 2 مي خوريد)
3- ساعت کوکي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت 9 که برسد زنگ ميزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسيم بر نيم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبريت
7- سفيد چون خانه اي که هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سيب
9- هيچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسي)
10- خوب خودتونيد ديگه( نام خودتان)
اوليش يه پيرزنه كه حالش وخيمه كه هرچه سريعتر بايد بره بيمارستان وگرنه امكان مرگش زياده.




این مرد جوان به دلیل داشتن درد فراوان در ناحیه سینهام، به پزشک مراجعه کرده و آنها با گرفتن عکس از ریههایم متوجه یک توده در آن شدند، علاوه بر این من خون بالا میآوردم.
دکتر ولادیمیر کاماچوف ( پزشک جراح این پسر جوان ) خاطر نشان کرد : من سه بار عکس مورد نظر را بررسی و هر سه دفعه نیز این توده را مشاهده کردم. پس از آن ، این مرد جوان را تحت عمل قرار داده و یک گیاه که بعدا مشخص شد از نوع صنوبر است، را از داخل ریه این مرد بیرون آوردم.
وی گفت: به احتمال زیاد دانه صنوبر هنگام تنفس، داخل بینی و سپس وارد ریه این مرد شده و در داخل محیط مرطوب ریه رشد کرده است .

1-برنامه Notepadراجرا کنیدسپس بر روی file کلیک و گزینه Save Asرا انتخاب نمایید .در پنجره Save As, گزینه Save As Type را انتخاب کنید.در پنجرهSave As ,گزینه Save As Type را بر روی All File تنظیم و فایل را به نام Desktop.ini در مسیر فرضی که در بالا به آن اشاره کرد یم یعنی D:\Video کپی و ذخیره کنید.
2-فایل فرضی تصویری بالا که نام آن H. jpg بود را در همین مسیر یعنی D:\Videoکپی نمایید دقت کنید حتمآ باید خود عکس را کپی کنید نه میانبر آن را(Shortcut ).
3-فایل Desktop.ini را توسط برنامه Notepad و عینآ دستورات زیر را در آن تایپ نماید [{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706ECK}]
IconArea_Image=D:\Vedio\H.jpg
دقت داشته باشید که چون پوشه Vedio در درایو Dمد نظر قرار داده بودیم, نام آن را نوشتیم.شما با توجه به به مسیر پوشه مورد نظرتان و درایو مربوط آن بایدمسیر صحیح را جلوی عبارت IconArea_Image به صورت کاملآ صحیح تایپ کنید.
4-حالا باید به این پوشه یعنی vedio صفت یا ویژ گی مربوط ((سیستم)) که در اصطلاح به آن System Folder Attribute می گویند را اختصاص دهیم.برای این کار از منوی Start گزینه
Run و سپس دستور CMD را وارد می کنیم تا وارد محیط Command Prompt شویم.اکنون مطابق نوشته زیر عمل کنید: "Attrib +S "D:\Vedio
بین دو کلمه Attrib و S+ یک فاصله(Spase) و بین دو کلمه S+و "D:\Vedio" هم یک فا صله وجود دارد و مسیر مشخص شده پوشه نیز حتمآ باید (" ") باشد.
5-عملیات با موفقیت به اتمام رسید. همانطور که اشاره شد من از پوشه فرضی vedio در درایو D استفاده کردم شما می توانید جای این دو عبارت از هر پوشه و درایوی که می خواهید استفاده کنید.







